صفحه اصلى
  زندگى نامه
  تاليفات
  دروس
  پيام ها
  مصاحبه ها
  سخنرانى ها
  ديدارها
  آلبوم تصاوير
  خاطرات
  سولات برگزيده
  پايگاه هاى مرتبط
  مناسبتها
  قرآن و احاديث
  روضه های دفتر
  ارتباط با ما

 ازدواج حضرت علي(ع) با حضرت فاطمه(س)

اول ذيحجه؛ سالروز ازدواج مباركي است كه رضاي خداوند متعال و خشنودي پيامبر خدا حضرت محمد مصطفي(ص) را در پي داشت.

در سال دوم هجرت، علي مرتضي و فاطمه زهرا(عليهما السّلام) به اذن خداوند عقد ازدواج بستند تا با فيض كوثر نبوي، شجره طيبه علوي، شكوفايي ابدي يابد.
قال النبي(ص): «لولا علي لم يكن لفاطمة كفو»؛
اگر خداوند متعال، علي(ع) را نمي‌آفريد، همسري در شأن و هم رتبه فاطمه(س) نبود.
قال رسول اللَّه(ص): «هبط علىّ جبرئيل فقال: يا محمد! ان اللَّه جل جلاله يقول: لو لم اخلق عليا لما كان لفاطمة ابنتك كفو على وجه الارض آدم فمن دونه»؛
وقتي پيامبر خدا(ص) شنيد که بعضيها از اينكه آن حضرت خواستگارى آنان را در مورد حضرت فاطمه(س) نپذيرفته، ناراحتند، فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت اى محمد! خداوند مى‌فرمايد اگر على(ع) را نمى‌آفريدم، براى دخترت فاطمه(س) همتايى در روى زمين پيدا نمى‌شد، خواه آدم و يا ساير مردم بعد از او.
آري؛
از سويي عظمت وجودي حضرت علي(ع) اقتضا مي کرد که خواستار همسري باشد که از نظر ايمان، تقوي، دانش، بينش، نجابت و اصالت، هم‌شأن و هم‌پايه‌ي اوست و جز فاطمه زهرا، دختر رسول خدا، کسي اين خصوصيت و شايستگي را نداشت.
از دگر سو؛ آسمانيان نيز با وجود فاطمه، کسي را زيبنده همسري علي(ع) نمي‌ديدند، بنابراين رسول خدا(ص) نيز بعد از عقد آسماني علي(ع) و فاطمه زهرا(س)، مأمور شد که در زمين نيز آنها را به عقد هم درآورد.
پس به علي(ع) فرمود: «به مسجد برو تا من هم بيايم و فاطمه را به عقد تو درآورم و از فضائل تو بگويم، آنچه را که چشم تو و دوستانت را روشن گرداند.»
خودش نيز راهي مسجد شد. رسول خدا که صورتش از شادماني مي‏درخشيد، به بلال فرمود:« مهاجرين و انصار را خبر کن.»
وقتي همه مسلمانها جمع شدند، رسول خدا(ص) به منبر رفت و حمد و ثناي الهي را به جا آورد و فرمود: «اي مسلمين! جبرئيل بر من نازل شده و خبر داده که خداي تعالي در بيت المعمور همه ملائکه را جمع کرده و بين فاطمه و علي(عليهماالسلام) عقد مواصلت برقرار نموده، و مرا نيز امر کرده تا در زمين، آنها را به عقد هم درآورم.»
سپس فرمود:«اي علي، برخيز و خطبه بخوان.»
علي(ع) خطبه‏اي کوتاه و پر مغز شامل حمد و ثناي الهي و شهادت بر وحدانيت او و نيز صلوات بر رسول خدا ايراد فرمود و به طور رسمي از حضرت زهرا(س) خواستگاري کرد.
پيامبر(ص) پيشنهاد ازدواج علي(ع) را به دخترش اينگونه منتقل کرد:« علي فرزند ابوطالب از کساني است که فضيلت و مقام او در اسلام بر ما روشن است. من از خدا خواسته بودم که تو را به عقد بهترين مخلوق خود در آورد و اکنون او به خواستگاري تو آمده است. در اين باره چه مي گويي؟»
فاطمه(س) سکوت کرد، ولي چهره‌اش را از پيامبر(ص) بر نگرداند و کوچک‌ترين ناراحتي در سيمايش ظاهر نشد.
پيامبر با ديدن اين صحنه از جاي خود بر خاست و فرمود:« الله اکبر. سکوت دخترم نشانه رضاي اوست.»
مهريه فاطمه‌ي زهرا(س) پانصد درهم بود(هر درهم معادل يک مثقال نقره است).
صورت جهيزيه زهرا(س) چنين است:
1. پيراهني به بهاي هفت درهم.
2. روسري به بهاي يک درهم.
3. قطيفه مشکي.
4. يک تخت عربي از چوب و ليف خرما.
5. دو تشک از کتان مصري که يکي پشمي و ديگري از ليف خرما بود.
6. چهار بالش، دو بالش از پشم و دو بالش از ليف خرما.
7. پرده.
8. حصير.
9. آسياب دستي.
10. طشت بزرگ.
11. مَشکي از جنس پوست.
12. کاسه چوبي براي شير.
13. ظرفي از پوست براي آب.
14. آفتابه.
15. ظرف بزرگ مسي.
16. چند کوزه سفالي.
17. بازوبندي از نقره.
پيامبر اکرم(ص) در حالي که بر اثاث خانه دخترش دست مي‌کشيد، فرمود:
«خدايا؛ زندگي را بر خانواده‌اي که بيشتر ظروف آن ها سفالين است مبارک قرار بده.»
مراسم عروسي دختر گرانمايه پيامبر اکرم(ص) در کمال سادگي وبي آلايشي برگزار شد.
يک ماه از عقد پيمان زناشويي مي‏گذشت که زنان رسول خدا به حضرت علي(ع) گفتند: چرا همسرت را به خانه خويش نمي‏بري؟
حضرت علي(ع) در پاسخ آنان، آمادگي خود را اعلام کرد.
ام ايمن محضر رسول خدا(ص) شرفياب شد و گفت: اگر خديجه زنده بود، ديدگان او از مراسم عروسي دخترش فاطمه روشن مي‏شد.
هنگامي که پيامبر(ص) نام خديجه را شنيد، چشمان مبارکش از اشک پر شد و گفت: هنگامي که همه تکذيبم کردند او مرا تصديق کرد و در پيشبرد دين خدا ياريم داد و با اموال خود به گسترش اسلام مدد رساند.
ام ايمن افزود: ديدگان همه را با اعزام فاطمه به خانه شوهر روشن کنيد.
رسول اکرم(ص) دستور داد که يکي از حجره‏ها را براي زفاف زهرا آماده سازند و او را براي اين شب آرايش کنند.
زمان اعزام عروس به خانه داماد که فرا رسيد، پيامبر اکرم(ص) حضرت زهرا را به حضور طلبيد. زهرا(س) درحالي که عرق شرم از چهره‌اش مي‏ريخت، به حضور پيامبر(ص) رسيد و از کثرت شرم پاي او لغزيد و نزديک بود به زمين بيفتد. در اين موقع پيامبر(ص) در حق او دعا کرد و فرمود:
«اقالک الله العثرة في الدنيا و الآخرة‏»؛
خدا تو را از لغزش در دو جهان حفظ کند.
سپس چهره زهرا(س) را باز کرد و دست او را در دست علي(ع) نهاد و به او تبريک گفت و فرمود:
«بارک لک في ابنة رسول الله يا علي نعمت الزوجة فاطمة‏»؛
خداوند در دختر پيامبر، براي تو برکت قرار دهد، اي علي؛ فاطمه خوب همسري است.
سپس رو کرد به فاطمه و فرمود:
«نعم البعل علي‏»؛
علي نيز خوب همسري است.
آنگاه به هر دو دستور داد که راه خانه خود را در پيش گيرند و به شخصيت‏برجسته‏اي مانند سلمان دستور داد که مهار شتر زهرا(س) را بگيرد و از اين طريق جلالت مقام دختر گراميش را اعلام داشت.

منبع: بحارالانوار ج43، ص145- 59.