يادواره ويژه سالگرد ارتحال آيت الله العظمي فاضل لنكراني چهر پرفروغ علم و فقاهت [روزنامه جمهوري اسلامي 26/03/1387 صفحه عقيدتي]
به قلم آيت الله محمد جواد لنكراني
بسم الله الرحمن الرحيم
در آستانه گذشت يك سال از غروب چهره پرفروغ و هميشه تابناك آسمان علم و فقاهت امين
رسالت نبوي حافظ مكتب علوي مروج خستگي ناپذير مذهب جعفري مجاهد و مرجع تقليد عام
شيعيان و استوانه جهاد و سياست حضرت آيت الله العظمي آقاي فاضل لنكراني ـ رضوان
الله عليه ـ هستيم . شخصيتي كه در همه ميدانهاي بزرگ حضوري ويژه و بسيار حساس داشت
. مهارت بسيار گسترده او در فقاهت موشكافي در استخراج حقايق فقهي و ديني تبيين دقيق
احاديث ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ احاطه كم نظير و عميق و بسيار جامع بر همه
مكاتب و مدارس اصولي تسلط بر آخرين انديشه هاي اصولي قم و نجف انس فراوان با كتاب
خداوند و تفسير و تاويل و خصوصا آيات فقهي آن مجموعا از او فقيهي كم نظير صاحب نظري
ژرف انديش و مجتهدي توانا و عالمي جامع ساخته بود.
جديت و هوش سرشار و نبوغ آشكار او بيان كم نظير و مثال زدني او در تدريس قلم و
تحرير افكار و انديشه ها و آرا او از او استادي توانا و مدرسي ماهر و مولفي موفق
ساخت .
علاقه مندي و دلسوزي او به اعتلا و عظمت روحانيت و خصوصا حوزه هاي علميه برنامه
ريزي جهت تكامل و استفاده بهينه از طلاب و توجه به رشد علمي و عميق آنان نافع بودن
فضلا و استفاده هر چه بيشتر جامعه و مردم از آنان رشد سياسي و بالندگي و زنده بودن
حوزه در مقابل توطئه ها و جريانهاي استعماري از او زعيم و مرجعي آگاه ساخت . او
هميشه دغدغه استقلال و تحول و پويايي حوزه را داشت . مي توان دوران رياست او بر
شوراي عالي حوزه به مدت ده سال قبل از شروع مرجعيت را نقطه عطفي در تاريخ حوزه
علميه به حساب آورد كه با دقت و درايت و پشتكار حوزه را همراه جمعي از بزرگان به
پيش برد و با وجود حمايت خاصي كه از انقلاب و نظام اسلامي داشت و خود شيفته و پيرو
مخلص حضرت امام خميني ـ قدس سره ـ بود اما مانع از ورود جريانهاي حزبي و جناحي به
پيكره آن شد. در آخرين ملاقات با مسئولان محترم شوراي عالي با صراحت تمام بر لزوم
تدوين برنامه هاي جديد و عدم تكيه بر برنامه هاي سابق اصرار ورزيد و مانند هميشه
تاكيد مجدد بر استقلال حوزه ها داشت و به شدت با بهره جستن از امكانات دولتي مخالف
بود. مانند استاد خود حضرت امام (ره ) معتقد بود كه به هر نحو ممكن حوزه ها بايد از
طريق سهم مبارك امام ـ عليه السلام ـ اداره شوند و از اين طريق همواره ارتباط بين
روحانيت و همه اقشار مردم را حفظ كنند.
در دوران پانزده ساله مرجعيت خويش تاثير فراوان و بسزايي در اين مجموعه علمي داشتند
و با فكر روشن و زنده خود طرح مركز فقهي ائمه اطهار(ع ) ـ اولين مركز تخصصي فقه و
اجتهاد ـ را در سال 1376 هـ . ش براي تقويت بنيه فقهي فضلا و جذب طلاب با استعداد و
بها دادن به ظرفيتهاي وسيع آنان پايه ريزي كردند و از اين طريق خط فقاهت و اجتهاد
را بر پايه همان روشهاي اصلي و سنتي و با هدف توانمندي در رويارويي با مسائل جديد
استمرار بخشيدند.
هيچ گاه از امور اخلاقي و تهذيبي طلاب غافل نبود و همگان را به آن توصيه مي كرد.
خود با سپري كردن مراحل بسيار و منازل متعدد در اين وادي از ويژگيهاي مهم اخلاقي
برخوردار بود. به وضوح مصداق روشن و كامل « مخالفاالهو » بود درس و بحثش تاليف و
تحقيقش همه و همه براي خدا و در مسير جذب رضايت حق تعالي بود : حتي منصب عظيم و
معنوي مرجعيت براي او به خودي خود ارزشي نداشت . مي فرمود : ارزش اين مسئوليت در
صورتي است كه بتوان براي دفاع از دين و نشر حقايق آن بهره جست . و گاه اظهار مي
داشتند : اگر مرجعيت نتواند تاثيرگذار در حفظ دين و عقايد مردم باشد چه فايده اي
دارد همگان به خوبي ديدند كه او از اين منصب الهي چگونه براي تقويت دين بهره جست و
در مقابل انحرافها و كج رويها ايستاد. در نظر او كمي يا فزوني مقلدان هيچ تفاوتي
نداشت . اينجانب و ديگران حتي براي يك بار نديديم كه به خيل عظيم مقلدان در داخل
ايران و خارج سرور و ابتهاج و حتي توجهي داشته باشد. او به سراغ مرجعيت نرفت و براي
كسب آن هيچ قدمي برنداشت و همگان ملاحظه كردند كه اين مسئوليت با اصرار بزرگان و
علما و هجوم گسترده مردم بر دوش ايشان نهاده شد و البته از اين تكليف سرباز نزد و
با همه امراض بسيار سخت و صعب العلاج از عهده آن به خوبي برآمد و به حوزه و دين در
عصر خود روحي تازه دميد.
حساسيتهاي مهم ايشان به وضع كنوني دنياي اسلام پيگيري حوادث مهم در عصر حاضر و در
عالم اسلام تيزبيني دقيق در سياستهاي استعماري و نقشه هاي درازمدت دشمنان دين موضع
گيريهاي عالمانه و هوشمندانه در مورد حوادث جاري از او فقيهي آگاه به زمان و زمان
شناسي خبير ساخت . حمايت بي دريغ و اصولي و متكي بر اعتقادات عميق علمي و فقهي او
از امام خميني و افكار و اهداف او و از انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي
ايران زبان زد عام و خاص است . مجاهدي بود كه در بحرانهاي حساس با حضور سرنوشت ساز
خويش به جريان انقلاب جان تازه اي مي بخشيد و هميشه دغدغه حفظ و بقاي اين امانت
بزرگ الهي را داشت و با بي خرديها و كج فكريها و حركتهايي كه احتمال مي داد به اين
مولود عزيز لطمه اي وارد سازد به شدت برخورد مي كرد. پيامهاي تاريخي و موضع گيريهاي
بسيار هوشمندانه و به موقع و عالمانه او هيچ گاه از خاطره ها محو نمي شود و براي
آيندگان الگويي بسيار مناسب خواهد بود.
زندگي بسيار ساده او برخوردهاي صميمي و دوستانه او با همه اقشار نصايح و تذكرات
پدرانه و دل سوزانه او به مسئولان و طبقات مختلف مردم خلوص و تقواي حقيقي و واقعي
او توجه به مشكلات مردم و مستضعفان كه گاه خواب را در طول شبانه روز از وي مي ربود
و با چشمي اشكبار به مناجات برمي خاست و از خداوند براي حل آنها استمداد مي جست از
او عالمي خدوم و خدمتگزاري دل سوز به مردم و جامعه ساخته بود.
علاقه مندي و دلسوزي آيت الله العظمي فاضل لنكراني به اعتلا و عظمت روحانيت و خصوصا
حوزه هاي علميه برنامه ريزي جهت تكامل و استفاده بهينه از طلاب و توجه به رشد علمي
و عميق آنان نافع بودن فضلا و استفاده هر چه بيشتر جامعه و مردم از آنان رشد سياسي
و بالندگي و زنده بودن حوزه در مقابل توطئه ها و جريان هاي استعماري از او زعيم و
مرجعي آگاه ساخت
آيت الله العظمي فاضل لنكراني هيچ گاه از امور اخلاقي و تهذيبي طلاب غافل نبود و
همگان را به آن توصيه مي كرد. خود با سپري كردن مراحل بسيار و منازل متعدد در اين
وادي از ويژگي هاي مهم اخلاقي برخوردار بود
در نظر آيت الله العظمي فاضل لنكراني كمي يا فزوني مقلدان هيچ تفاوتي نداشت و حتي
يك بار ديده نشد كه به خيل عظيم مقلدان در داخل ايران و خارج سرور و ابتهاج و حتي
توجهي داشته باشد
|