pic
pic
  • ۱۰۱

    انسانيّت هر فرد به اين است كه هر سالى كه از عمر او مى‌گذرد و هر محرمى که فرا مى‌رسد ببيند به امام حسين(عليه السلام) و اهداف او نزديكتر شده، يا نه؟ ببيند چه مقدار روح دين در قلب او بيشتر نفوذ كرده؟ چقدر به دين نزديكتر شده؟ چقدر عشق به نماز پيدا كرده، چقدر به دفاع از اسلام بيشتر توجه پيدا كرده است؟

    غايت خلقت، اطاعت از حجّت خداست

    اينها نتيجه اين سرّ الهى است، همان نتيجه‌ای است كه در آن روايت خود امام حسين(عليه السلام) فرموده و فهمش هم خيلى مشكل است «وَ اللهِ مَا خَلَقَ اللهُ شَيْئاً إِلَّا وَ قَدْ أَمَرَهُ بِالطَّاعَةِ لَنَا»(1) امام حسين(عليه السلام) مى‌فرمايند: قسم به خدا، که خداوند چيزى را در عالم خلق نكرده مگر اينكه آن را مأمور كرده كه از ما اطاعت كند! اطاعت حجّت و ولى خدا، غايت تمام اين حركت‌هاست، دفاع از دين، دفاع از قرآن، دفاع از احكام خدا، پياده شدن دستورات الهى در جامعه، مى‌تواند نتيجه ارتباط با امام حسين(عليه السلام) باشد.

    قيام امام حسين(عليه السلام) منشأ بيدارى و قيام انسان‌ها عليه ظلم و ستم

    نكته ديگر اين است كه بعد از قيام امام حسين(عليه السلام) ريشه هر بيدارى كه در عالم به وجود آمد به حادثه كربلا برمى‌گردد، يعنى خداى تبارك و تعالى هدايت را، بيدارى انسان‌ها را، به اين قضيه مرتبط كرده است. بدون نزديك شدن به عمق قضيه امام حسين(عليه السلام) انسان هدايت نمى‌شود.

    از همان ابتدا دشمنان اباعبدالله الحسين(عليه السلام) تلاش كردند اين نور


    1. مناقب آل أبي طالب(عليهم السلام)، ج‏4، ص 51.

  • ۱۰۲

    را خاموش كنند، لذا در توجيه کار خود گفتند اين افراد خارجى بوده و عليه حاکم مسلمين خروج کرده‌اند يك زمانى نيز از منظر روشنفكرى وارد شده و گفتند گريه كردن چه معنا دارد؟‌ اگر امام حسين(عليه السلام) براى اسلام كشته شده که اين مايه فخر و عزّت است، پس گريه چه معنايى دارد؟ حتّى بعضى از اهل سنّت رواياتى را جعل كرده و به خليفه دوم نسبت دادند و گفتند پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرموده است نبايد بر كسى كه از دنيا رفته گريست، چون اگر بگرييد او اذيت و عذاب مى‌شود، به خيال خام خودشان گفتند با اين بهانه گريه را از شيعيان بگيريم.

    آن‌ها جاهل به اين امر هستند که در اعتقادات ما گريه‌ و اشك براى امام حسين(عليه السلام) در کنار اشك براى خوف از خدا قرار داده شده، يك قطره از اين اشک گناهان انسان را تماماً تطهير مى‌كند و از بين مى‌برد. آمدند اين را از شيعه بگيرند، كتاب‌ها نوشتند، حرف‌ها زدند، اما نتوانستند و نمى‌توانند.

    اين روايت جعلى به قدرى جعلى بودنش آشکار بود كه فرياد عايشه درآمد كه اين روايت درست نيست و پيامبر چنين نگفته است. چطور مى‌شود فردى این‌جا اشك بريزد، خدا آن كسى را كه از دنيا رفته عذاب كند! اين با آيات قرآن كه مى‌فرمايد (وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى‏) ‌سازگارى ندارد! وهابيت امروز به شدّت دنبال خاموش كردن اين عزادارى‌ها و توسل به اهلبيت است. اما جاهل‌اند و نمى‌دانند، كه اين حركت در اختيار ما نيست.

    اراده خدا بر اينست كه سال به سال اين جلسات و عزادارى‌ها با شكوه‌تر شود، ميليون‌ها كتاب مى‌نويسند و به اين طرف و آن طرف

  • ۱۰۳

    مى‌فرستند اما با يك اربعين تمام توطئه‌هايشان خنثى مى‌شود و با يك عزادارى به تمام شبهات آن‌ها پاسخ داده مى‌شود، پير و جوان، زن و مرد، با پاى تاول‌زده به سمت مرقد اباعبدالله الحسين(عليه السلام) حركت مى‌كنند، اين چه رمزى است و چه سرى در آن وجود دارد؟ هيچ عقلى نمى‌تواند اين را در دايره اختيارات بشر تفسير كند! اين در دايره اراده خداى تبارك و تعالى است.

    ما معتقديم اين بيدارى‌هايى كه امروز در دنياى اسلام و حتى در جوامع غير مسلمان به وجود مى‌آيد اگر ريشه‌يابى شوند به همين قضيه برمى‌گردد.

    خلاصه اينکه هدايت بدون ارتباط با امام حسين امکان‌پذير نمى‌باشد هر كه حسينى‌تر بشود هدايتش هم قوى‌تر مى‌شود، هر حركت و بيدارى، هر جنب و جوشى كه براى رهايى انسان صورت می‌گیرد در اثر ارتباط با اين حادثه واقع مى‌شود. در خاتمه تذّکر چند نکته مفيد است:

    اولين نكته آن كه هيئات مذهبى قم با توجه به خصوصيّات و ويژگى‌هايى و اشخاص محترمى كه در هر هيئت وجود دارد بايد الگوى مجموعه هيئات كشور باشد. قم «عُش آل پيامبر» و حرم اهلبيت است و هيئات مذهبى هر چيزى را كه احتمال مى‌دهند مورد رضاى اهل‌بيت(عليه السلام) نيست نبايد اجازه دهند در حريم آن‌ها واقع شود.

    خداوند شيعيان را براى نصرت اهل‌بيت(عليهم السلام) برگزيد

    در روايت(1) بسيار خوبى اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرموده «إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اطَّلَعَ إِلَى الْأَرْضِ فَاخْتَارَنَا»


    1. الخصال، ج‏2، ص 635.

  • ۱۰۴

    خداى تبارك وتعالى يك نظر به زمين كرد و ما چهارده معصوم را اختيار كرد. آنچه كه براى ما شيعيان مهم است اينست كه مى‌فرمايد «وَ اخْتَارَ لَنَا شِيعَةً يَنْصُرُونَنَا» براى ما شيعيانى را اختيار كرد كه ما را يارى ‌كنند، يعنى هر هيئت و گروهى كه در اين زمينه قدم برمى‌دارد مصداقى است از آنچه كه اميرالمؤمنين در اين روايت بيان كرده، ما بايد اهل‌بيت را نَُصرت كنيم، حداقل به همين اندازه كه نگذاريم غيبت‌ها، تهمت‌ها، حرف‌ها، مطالبى كه واقعاً ربطى به مسائل دين ندارد، در هيئت‌ها مطرح شود چرا در مسجد صحبت از دنيا مكروه است؟

    در قضاياى امام حسين و در قضيه عزادارى هم بايد با همين نگاه وارد شويم، وقتى جمعى براى عزادارى تشکيل شده، اخلاص‌مان را بيشتر كنيم، نگذاريم آنچه كه مربوط به دنياست در آن راه يابد ولو يك مطلب خيلى كوچك باشد. چون ارزش اين مجلس بسيار زياد است و مجلس متعلق به سرّ و اراده خدا و ثار الله است، هر چه ما به اين جهات توجه بيشترى داشته باشيم عنايت خدا به ما بيشتر خواهد بود.

    گسترش هيئات و مراسم عزاداري

    نكته دوم اين‌كه اين هيئات بايد روز به روز گسترده‌تر شود؛ هماهنگى بسيار خوب است، بايد هماهنگ باشند، بايد هر سال با شكوه‌تر از سال قبل برگزار شود، اينكه عزادارى امسال خيلى باشكوه‌تر از سال گذشته بوده، واقعاً جاى شكر دارد و بايد ما خدا را شاكر باشيم مخصوصاً هيئاتى كه جوان‌ها و رزمندگان برگزار

  • ۱۰۵

    می‌کنند كه شكوه و عظمتش اصلاً قابل توصيف نيست! ولى نبايد به همين تعداد اکتفاء نمود.

    اساس عزادارى ابا عبدالله الحسين(عليه السلام) بر اينست هر شخصى که بخواهد خود را داخل اين خيمه كند كسى حقّ ممانعت از او را ندارد ولو بخواهد در يك خانه يا مدرسه‌اى، يا جايى يك هيئت داشته باشند، نگوئيم كه اين هيئت پارسال اسمش نبوده، يا اين شخص پارسال اسمش جزء مداح‌ها و خطبا نبوده، پس امسال هم به قول ما طلبه‌ها استصحاب كنيم و نباشد! نه، مخصوصاً در بيرون قم، شهرهاى ديگر و روستاها، هر چه بيشتر اين هيئات را گسترش بدهيم که اين‌کار در ابقاء دين و در تحقّق اراده خداى تبارك و تعالى اثر دارد.

    اميدوارم كه اين جلسه باشكوه هم مورد عنايت خاصّ اباعبدالله الحسين(عليه السلام) قرار بگيرد ما معتقديم كه هر چه در رابطه با امام حسين(عليه السلام) تلاش كنيم در ابقاء نظام مقدّس جمهورى اسلامى و حفظ اين نظام كوشيده‌ايم، چرا كه اين نظام را رشحه‌اى از حركت اباعبدالله(عليه السلام) مى‌دانيم، حركتى كه امام خمينى رضوان الله تعالى عليه انجام داد، برگرفته از محرّم و عاشورا بود، در درجه اول هدايتى كه امام پيدا كرد و بعد هدايت جامعه همه در پرتو حادثه عاشورا بود.

    اميدواريم كه بر هر قدمى که ما براى عزادارى اباعبدالله الحسين(عليه السلام) برمى‌داريم آن حضرت عنايتش را بيشتر كند و اين انقلاب را از شرّ دشمنانى كه با تمام وجود در صدد صدمه زدن به اين نظام‌ و تخريب آن هستند، مصون و محفوظ بفرمايد.

  • ۱۰۶

    ابعاد سياسى ـ اجتماعي زیارت أربعین أباعبدالله الحسين(عليه السلام)(1)

    چون ايّام اربعين در پيش است و این ایام مناسب با زیارت حضرت اباعبدالله الحسین(عليه السلام) است بيان چند نکته در مورد زیارت آن حضرت ضرورى است.

    یکی از مباحث خیلی مهم روایی و اعتقادی ما بحث زیارت امام حسین(عليه السلام) است که محدثين بزرگ ما روایات فراوان و ابواب متعددی را برای این زیارت مطرح کرده‌اند. خسارت بزرگی است که باوجود چنين روایاتى یک مرور اجمالی بر آن نداشته باشیم. بر همه علاقمندان آن حضرت لازم است این روایات را ببينند و نکات بسيار مهمی را از آن استفاده کنند.

    استحباب مؤکد يا وجوب کفايى زيارت امام حسين(عليه السلام)

    عناوينى که صاحب کتاب وسائل الشيعه براى این ابواب ذکر کرده تعابیرش بسیار مهم است، مثل «بَابُ تَأَكُّدِ اسْتِحْبَابِ زِيَارَةِ الْحُسَيْنِ


    1. درس خارج فقه 1394.

  • ۱۰۷

    بْنِ عَلِيٍّ(عليه السلام) وَ وُجُوبِهَا كِفَايَة»، یعنی ايشان از اين روايات هم استحباب مؤکد و هم عنوان وجوب کفایی را استفاده کرده است.

    در این روایات تعابیر بسيار عجیبی وجود دارد، اولاً خود ائمه(عليهم السلام) بر این زیارت تأکید می‌کردند. در باب 37 وسائل حدیث 7 آمده: مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: اسْتَأْذَنْتُ عَلَى أَبِى عَبْدِاللهِ(عليه السلام) فَقِيلَ لِى ادْخُلْ فَدَخَلْتُ فَوَجَدْتُهُ فِى مُصَلَّاهُ فِى بَيْتِهِ فَجَلَسْتُ حَتَّى قَضَى صَلَاتَهُ فَسَمِعْتُهُ يُنَاجِى رَبَّهُ وَ هُوَ يَقُولُ اللَّهُمَّ يَا مَنْ خَصَّنَا بِالْكَرَامَةِ وَ وَعَدَنَا بِالشَّفَاعَةِ وَ خَصَّنَا بِالْوَصِيَّةِ وَ أَعْطَانَا عِلْمَ مَا مَضَى وَ عِلْمَ مَا بَقِى ـ وَجَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِى إِلَيْنَا اغْفِرْ لِى وَ لِإِخْوَانِى وَ زُوَّارِ قَبْرِ أَبِى الْحُسَيْن‏(صلوات الله عليه)»(1).

    معاوية بن وهب مى‌گويد: از امام صادق(عليه السلام) اجازه ورود گرفتم. حضرت اجازه فرمودند و من وارد شدم. حضرت در حال نماز بود. منتظر ماندم تا از نماز فارغ شدند. در آن حال شنيدم که دعا مى‌فرمودند: اى خدايى که ما را به کرامت مخصوص گردانيده و وعده شفاعت به ما دادى، از علم گذشته و آينده برخوردار ساخته و دلهاى مردم را متوجه ما نمودى، مرا و برادرانم را و زوار قبر پدرم حسين(عليه السلام) را مورد مغفرت خويش قرار ده.

    سپس در مورد ويژگى‌هاى زائرين امام حسين(عليه السلام) می‌فرماید «الَّذِينَ أَنْفَقُوا أَمْوَالَهُمْ وَ أَشْخَصُوا أَبْدَانَهُمْ رَغْبَةً فِى بِرِّنَا وَ رَجَاءً لِمَا عِنْدَكَ فِى صِلَتِنَا»؛ این‌ها کسانى هستند که اموالشان را برای زیارت امام حسین(عليه السلام)، انفاق کرده و بدن‌هاى خود را در اين راه به رنج و زحمت می‌اندازند به اميد رسيدن به پاداشى که شما برای ارتباط با


    1. وسائل الشيعة، ج‏14، ص 411.

  • ۱۰۸

    ما مقدّر کرده‌اید «وَ سُرُوراً أَدْخَلُوهُ عَلَى نَبِيِّكَ وَ إِجَابَةً مِنْهُمْ لِأَمْرِنَا وَ غَيْظاً أَدْخَلُوهُ عَلَى عَدُوِّنَا» مى‌خواهند با زيارت حسين(عليه السلام) قلب رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را شاد کنند. این‌ها دستور ما را انجام می‌دهند و دشمنان ما را به خشم در مى‌آورند. یعنی در زیارت امام حسین(عليه السلام) هردو عنوان تولّی و تبرّی با هم وجود دارد. سپس حضرت در حال سجده براى زوّار جدّش دعاهايى مى‌کند که بسيار مهم است. می‌فرماید «فَارْحَمْ تِلْكَ الْوُجُوهَ الَّتِى غَيَّرَتْهَا الشَّمْسُ وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْخُدُودَ الَّتِى تَتَقَلَّبُ عَلَى حَضْرَةِ أَبِى عَبْدِ اللهِ الْحُسَيْنِ(عليه السلام) وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْأَعْيُنَ الَّتِى جَرَتْ دُمُوعُهَا رَحْمَةً لَنَا» چهره‌هاى سوخته از حرارت خورشيد و صورت‌هايى که بر قبر امام حسين(عليه السلام) نهاده مى‌شود و چشم‌هاى گريان زوّار امام حسین را که اشک از آن جاری است مورد رحمت خود قرار ده. در آخر روایت می‌فرمایند «يَا مُعَاوِيَةُ مَنْ يَدْعُو لِزُوَّارِهِ فِى السَّمَاءِ أَكْثَرُ مِمَّنْ يَدْعُو لَهُمْ فِى الْأَرْض‏» کسانى که برای زوار امام حسین در آسمان دعا می‌کنند بیش از کسانى است که در زمین براى آن‌ها دعا مى‌کنند.

    کراهت ترک زيارت أبا عبد الله(عليه السلام)

    در حديث ديگر معاوية بن وهب مى‌گويد: «قَالَ لِى يَا مُعَاوِيَةُ لَا تَدَعْ زِيَارَةَ الْحُسَيْنِ(عليه السلام) لِخَوْفٍ فَإِنَّ مَنْ تَرَكَهُ رَأَى مِنَ الْحَسْرَةِ مَا يَتَمَنَّى أَنَّ قَبْرَهُ كَانَ عِنْدَهُ»؛(1) امام به من فرمود هرگز به خاطر ترس زيارت حسين(عليه السلام) را ترک مکن زيرا کسی که آن را ترک کند روز قیامت گرفتار حسرت بزرگی شده و آرزو می‌کند که ای کاش قبرش در


    1. كامل الزيارات، النص، ص 117.

  • ۱۰۹

    نزد أباعبدالله الحسین بود، «أَمَا تُحِبُّ أَنْ تَكُونَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ بِالْمَغْفِرَةِ لِمَا مَضَى وَ يُغْفَرَ لَكَ ذُنُوبُ سَبْعِينَ سَنَةً» آيا دوست ندارى از جمله کسانى باشى که اعمال بد گذشته و گناهان هفتاد سال او مورد مغفرت قرار گرفته است. «أَمَا تُحِبُّ أَنْ تَکُونَ غَداً مِمَّنْ يُصَافِحُهُ الْمَلاَئِکَة» آيا دوست ندارى از زائرينى باشى که ملائکه در روز قیامت با آن‌ها مصافحه می‌کنند «أَمَا تُحِبُّ أَنْ تَكُونَ مِمَّنْ يَخْرُجُ مِنَ الدُّنْيَا وَ لَيْسَ عَلَيْهِ ذَنْبٌ يُتْبَعُ بِهِ أَمَا تُحِبُّ أَنْ تَكُونَ غَداً مِمَّنْ يُصَافِحُهُ رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله)» آيا نمى‌خواهى از زمره کسانى باشى که از دنيا مى‌روند و گناهى بر آن‌ها نمى‌ماند تا مورد پيگيرى و عقاب قرار گيرد. آيا دوست ندارى در روز قیامت با رسول خدا مصافحه کنى. بنابراين زیارت امام حسين(عليه السلام) استحباب مؤکد بلکه وجوب کفایی دارد و از طرف دیگر ترک آن هم مکروه است، یعنی کسی که براى او مانعى وجود ندارد و توان زيارت دارد اما آن را ترک کند این از مکروهات است و حتی تعبیر این چنين است اگر کسی تمام عمرش به حج رود اما به زیارت امام حسین(عليه السلام) نرود حقى از حقوق رسول خدا را ترک کرده است «لکان تارکاً حقاً من حقوق رسول الله(صلى الله عليه وآله)»،(1) در روایت دیگرى تعبیر شده که این فرد عاق رسول الله خواهد شد.

    استحباب زيارت امام حسين(عليه السلام) بر بانوان

    یکی ديگر از ابوابی که بالخصوص در زیارت امام حسین(عليه السلام) ذکر شده تشویق زنان به رفتنِ زیارت امام حسین(عليه السلام) است.


    1. كامل الزيارات، النص، ص 122.

  • ۱۱۰

    اسلام که برای محفوظ ماندن زن از نگاه نامحرم اين همه به آنان توصیه می‌کند حتى الامکان از خانه خارج نشوند ولی برای زیارت امام حسین(عليه السلام) آن‌را مستحب مى‌نامد. ام سعید احمسیه زنی است که امام صادق(عليه السلام) به او فرمود «يا أُمَّ سَعِيدٍ تَزُورِينَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ؟ قَالَتْ: قُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ لِى زُورِيهِ فَإِنَّ زِيَارَةَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ وَاجِبَةٌ عَلَى الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ»،(1) این واجبةٌ به معنای وجوب فقهی نیست بلکه همان استحباب مؤکدی است که برای زیارت امام حسین(عليه السلام) در مورد مردان هست. زن که در اسلام معاف از جهاد در راه خداست، جهاد در راه خدا جایی است که انسان برای حفظ و دفاع از دین خدا قيام کند. زن از اين جهاد معاف است، اما در مورد زیارت امام حسین(عليه السلام) ترغیب شده که زن‌ها هم بروند و قبر ابی عبدالله(عليه السلام) را زیارت کنند.

    فضيلت پياده رفتن به زيارت أبى عبدالله(عليه السلام)

    يک نکته ديگر استحباب مشی و پياده‌روى است، بعضی از آقایان احتمال داده‌اند اینکه در روایات وارد شده خدای تبارک و تعالی در ازاء هر قدم «بِكُلِّ خُطْوَة» یک حسنه به زائر امام حسین(عليه السلام) مى‌دهد، این برای کسی است که وارد کربلا شده و در منزلش استقرار پیدا کرده و بعد از منزل می‌خواهد به حرم برود. این حرف کاملاً مخالف با روایات است.

    از روایات استفاده می‌شود که اين ثواب براى هر زائرى است که از هر نقطه‌ای راهى کربلا و زيارت امام حسين(عليه السلام) شده است ولو هزاران فرسنگ فاصله داشته باشد. این‌طور نیست که مختص


    1. كامل الزيارات، النص، ص 122.

۱۸,۰۲۶ بازدید