pic
pic

نهج البلاغه


به ابوموسي اشعري
 چاپ متن
ومن کتاب له عليه السلام
إلي أبي موسي الاشعري، جواباً في أمر الحکمين
ذکره سعيد بن يحيي الاموي في کتاب المغازي
فَإِنَّ النَّاسَ قَدْ تَغَيَّرَ کَثِيرٌ مِنْهُمْ عَنْ کَثِيرٍ مِنْ حَظِّهِمْ، فَمَالُوا مَعَ الدُّنْيَا، وَنَطَقُوا بِالْهَوي، وَإِنِّي نَزَلْتُ مِنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْزِلاً مُعْجِباً، اجْتَمَعَ بِهِ أَقْوَامٌ أَعْجَبَتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ،و َأَنَا أُدَاوِي مِنْهُمْ قَرْحاً أَخَافُ أَنْ يَکُونَ عَلَقاً. وَلَيْسَ رَجُلٌ ـ فَاعْلَمْ ـ أَحْرَصَ عَلَي جَمَاعَةِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ و َأُلْفَتِهَا مِنِّي، أَبْتَغِي بِذلِکَ حُسْنَ الثَّوَابِ، وَکَرَمَ الْمَآبِ، وَسَأَفِي بِالَّذِي وَأيْتُ عَلَي نَفْسِي، وَإِنْ تَغَيَّرْتَ عَنْ صَالِحِ مَا فَارَقْتَنِي عَلَيْهِ، فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ نَفْعَ مَا أُوتِيَ مِنَ الْعَقْلِ وَالتَّجْرِبَةِ، وَإِنِّي لَأَعْبَدُ أَنْ يَقُولَ قَائِلٌ بِبَاطِلٍ،أَنْ أُفْسِدَ أَمْراً قَدْ أَصْلَحَهُ اللهُ، فَدَعْ مَا لاَ تَعْرِفُ، فَإِنَّ شِرَارَ النَّاسِ طَائِرُونَ إِلَيْکَ بِأَقَاويِلِ السُّوءِ، وَالسَّلاَمُ.
چاپ ترجمه
علل سقوط جامعه همانا بسياري از مردم دگرگون شدند، و از سعادت و رستگاري بي‌بهره ماندند، به دنياپرستي روي آورده، و از روي هواي نفس سخن گفتند، کردار اهل عراق مرا به شگفتي واداشته است، که مردمي خودپسند در چيزي گرد آمدند، مي‌خواستم زخم درون آنها را مدارا کنم، پيش از آنکه غير قابل علاج گردد. تلاش امام در تحقق وحدت پس بدان در امت اسلام، هيچ کس همانند من وجود ندارد که به وحدت امت محمد (ص) از من حريص‌تر، و انس او از من بيشتر باشد، من در اين کار پاداش نيک و سرانجام شايسته را از خدا مي‌طلبم، و به آنچه پيمان بستم وفا دارم، هر چند تو دگرگون‌شده، و همانند روزي که از من جدا شدي نباشي. همانا بدبخت کسي است که از عقل و تجربه‌اي که نصيب او شده است محروم ماند، و من از آن کس که به باطل سخن گويد يا کاري را که خدا اصلاح کرده برهم زند، بيزارم. آنچه را نمي‌داني واگذار، زيرا مردان بدکردار، با سخناني نادرست به سوي تو خواهند شتافت، با درود.